محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4153
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« مگر ما سر ابن زبير را نربوديم « و ملك را از او نگرفتيم « و هنگامى كه كسان دربارهء خلافت « به كشاكش سخت بودند « آن را در اهلش ننهاديم « وقتى كه ملك از اميه بگشته بود « به شمشير تيز به ياريش برخاستيم « آنكه مردم عراق را استوار كرد از ما بود « اگر يحيى در مرز نبود به تباهى رفته بود « كارهاى ابن سريج را « كه هر چه توانسته بود استوار كرده بود « آشفته كرديم « خرد ورى كه مقالتش حكمت است « و وقتى قوم پراكنده شود « موجب فراهم آمدن است « شبانگاه زرق كه پيمان شكنان « همدل شده بودند « همدلى را از آنها ببرديم « اگر جوانمرد وايل نبود « هرگز چنان نمىشد « كه اسبى در اين راه عرق بريزد « به اميه بگوى « كه خدمتهاى ما را